دستنوشته

هرگز از مرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تربود. هراس من-باری-همه از مردن در سرزمینی ست که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد * جستن یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن و از خویشتن خویش بارویی پی افکندن-

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

احمد شاملو- مجموعه ی آیدا در آینه

/ 0 نظر / 13 بازدید